|
ظهور امام زمان (عج) ، نقطه عطف بشريت |
|
|
|
|
نگارش یافته توسط salim
|
|
28 مرداد 1388 ساعت 10:06 |
جريان مهدي منتظر (ع) گذشته از اينکه در تمام مکاتب آسماني مطرح است ، در اسلام به نحو کمال و تمام طرح شده است . همانطوري که اسلام ، قرآنش را به عنوان ( نور ) و ( تبيان ) معرفي کرد ؛ ذخيره عالم را هم به صورت بيّن و شفاف روشن کرد . نام مبارک آن حضرت ، دودمان پر برکت آن حضرت ، مآثر و آثار آن حضرت ، سيره و سنّت و سريرت آن حضرت را مشخّص کرد تا کسي اصل وجود آن حضرت را انکار نکند و يا مهدي شخصي را به مهدي نوعي تبديل نکند ، و راه را براي داعيه داران بيگانه باز نکند
ظهور امام زمان (عج) ، نقطه عطف بشريت جريان مهدي منتظر (ع) گذشته از اينکه در تمام مکاتب آسماني مطرح است ، در اسلام به نحو کمال و تمام طرح شده است . همانطوري که اسلام ، قرآنش را به عنوان ( نور ) و ( تبيان ) معرفي کرد ؛ ذخيره عالم را هم به صورت بيّن و شفاف روشن کرد . نام مبارک آن حضرت ، دودمان پر برکت آن حضرت ، مآثر و آثار آن حضرت ، سيره و سنّت و سريرت آن حضرت را مشخّص کرد تا کسي اصل وجود آن حضرت را انکار نکند و يا مهدي شخصي را به مهدي نوعي تبديل نکند ، و راه را براي داعيه داران بيگانه باز نکند کاري که وجود مبارک ولي عصر (أرواحنا فداه) مي کنند ، هم آن اصطلاح رائج است که « نقطه عطف » تاريخ بشريت است . گاهي يک حادثه اي اتفاق مي افتد نظير انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل (رضوان الله عليه) ؛ مي گويند : اين نقطه عطف است . گرچه نقطه عطف است ، امّا در گوشه اي از زمين و در زاويه اي از زمان. گاهي هم جريان انبياي گذشته مطرح بود ، رهبران بزرگ گذشته مطرح بود ؛ آنها هم نقطه عطف تاريخ بود ، امّا هم در گوشه اي از زمين ، هم در زاويه اي از زمان . آن نقطه عطف جهان بشريت که کلّ عالم عوض بشود ، با ظهور وجود مبارک ولي عصر است . نقطه عطف بودن امام زمان (عج) در انديشه تابناک علوي اين اصطلاح ( نقطه عطف ) از بيانات نوراني علي بن أبيطالب ، اميرالمؤمنين(ع) است . وجود مبارک اميرالمؤمنين، ظهور امام زمان را نقطه عطف دانست . فرمود : وقتي آن حضرت ظهور کرد ، يعط ف الهوي علي الهدي ذ عطفوا الهدي علي الهوي، و يعط ف الرّأي علي القرآن ذ عطفوا القرآن علي الرّأي ، فيريکم ک يف عدل السّير ه و يحي ي ميّ ت الک تاب و السّنه (1). فرمود : ديگران هم نقطه عطف داشتند ، امّا هدايت را بر هوس عطف کرده اند ؛ و هميشه معطوف تابع معطوأ عليه ست . و رأي خود را اصل قرار دادند ، و کلام الهي را بر رأي خود عطف کردند . آنها هم نقطه عطف داشتند ؛ امّا دين را بر رأي خود و هدايت را بر هوا و هوس خويش عطف کردند . وقتي بشر جامعه را پر از ظلم مي بيند که ديگران عدل را بر ظلم عطف کرده اند، علم را بر جهل عطف کرده اند ، عقل را بر جهالت عطف کرده اند ، حيا را بر ا نهتاک عطف کرده اند ؛ اين مي شود نقطه عطف منفي . ولي وقتي ولي عصر (أرواحنا فداه) ظهور کرد ، نقطه عطف مثبت دارد . يعني تمام کج راهه را منعطف مي کند به راه مستقيم ، تمام انديشه هاي باطل را منعطف مي کند به شهود حق ، تمام انگيزه هاي باطل را منعطف مي کند به عزم الهي . آنها که نقطه عطف داشتند؛ ظلم و جور را اصل قرار دادند ، و عدل را بر ظلم عطف کردند ، و گفتند : اين ظلم ، عدل مجسّم است . آنها که روي انديشه خام بشري حرکت مي کردند ؛ وحي الهي را ، شهود الهي را بر انديشه خام و کاذب خود عطف کرده اند و آن را به عنوان دين به مردم ارائه داده اند که يکتبون الک تاب ب أيديه م ثمّ يقولون هذا م ن ع ند الله(2). اين گروه که ساليان متمادي نقطه عطف داشتند ، و جهان را پر از ظلم و جور کردند ؛ وجود مبارک ولي عصر (سلام الله عليه) که ظهور کرد ، نقطه عطف مثبت دارد . امام زمان (عج) ؛ نقطه عطف در بعد انديشه و انگيزه بشريت براي اينکه نقطه عطف آن حضرت مثبت باشد ، و راه اثباتي اين عطف معيّن باشد ؛ دو بيان در سخنان امير بيان ، علي بن أبيطالب (عليه أفضل صلوات المصلّين) آمده است . فرمود : بشر يک بخش انديشه دارد و يک بخش انگيزه . با بخش انديشه مي فهمد و با بخش انگيزه تصميم مي گيرد . اين دو بال ، جزم علمي و عزم عملي امور جامعه بشري را رهبري مي کند . ولي عصر (أرواحنا فداه) هم در بخش انديشه و هم در بخش انگيزه نقطه عطف دارد . در بخش گرايش ها و گريزها ، در بخش جذب و دفع ها ، در بخش شهوت و غضب ها ؛ همه اينها را زير مجموعه عقلي عملي مي برد ، اوّلاً ؛ عقل عملي را به رهبري وحي تکميل و تتميم مي کند، ثانياً ؛ آنگاه هر گونه کج راهه اي را بر راه مستقيم منعطف مي کند ، ثالثاً ؛ اين مي شود نقطه عطف مثبت . مستحضريد جهاني که جعلنا ل کلّ نبيّ عدوّاً شياطين النس و الج ن (3)، بر اساس اراده تکويني و نه تشريعي ؛ بسياري از شياطين انس و جن در برابر انبياء و در برابر اولياء صف آرائي مي کنند ، و در اثر صف آرائي مي توانند دنيا را پر از ظلم و جور کنند ؛ يک انساني که ذخيره عالم است آنچنان نقطه عطف ايجاد مي کند که هم مسير انديشه ، هم مسير انگيزه را عوض مي کند . فرمود : وجود مبارک مهدي ما که جلوه کرد ، يعط ف الهوي علي الهدي ، و يعط ف الرّأي علي القرآن . آنگاه فيريکم ک يف عدل السّير ه . آنگاه به شما نشان مي دهد که عدالت يعني چه ، چگونه قانون عادلانه وضع مي شود ، و چگونه اجراي عادلانه را مجريان عادل به عهده مي گيرند و قاضيان عادل شاهد نظارتند . اين قرآني که در اثر تفسير به رأي، مطالبش در ذهن ها مرده است ، اين سنّتي که در اثر تفسير به رأي ، مطالبش در دلها مرده است ؛ اينها را زنده مي کند . پس وجود مبارک ولي عصر نقطه عطف مثبت تاريخ جهان بشريت است که به اميد آن روز بايد به سر ببريم . ويژگي ياوران امام زمان (عج) مطلب ديگر آن است که اين راه گرچه از رهگذر غيب کمک مي گيرد ، ولي راههاي علمي فراوان دارد . گرچه عدّه اي به آن سمت و سو حرکت مي کنند که جهان را پر از ظلم و جور کنند ، امّا عدّه اي مشتاقانه منتظر ظهور آن حضرت اند تا حضرت بيايد و نقطه عطف به دست اينها اجراء بشود . اينها کساني اند که راههاي علمي و راههاي عملي آن حضرت را طي مي کنند . اينطور نيست که وجود مبارک حضرت که ظهور کرد ، و بيش از 300 شاگرد خالص دارد ، آن شاگردها خلق السّاعه ظهور کنند . او حدأقل 313 شاگرد مثل امام راحل دارد ؛ پرورش امام راحل هم کار آساني نيست . حوزه هاي فعال پر تلاش در مسير علم ناب حرکت مي کنند تا در بين اينها امام ها تربيت بشوند که بشوند شاگردان به نام مهدي . احياي روح بي نيازي در دل امت اسلامي توسط امام زمان (عج) وقتي وجود مبارک حضرت ظهور کرد ، روح بي نيازي در دلهاي امت احياء مي شود . يملأ قلوب امّه جدّ ه غ ناً . مهم ترين کاري که ولي عصر در زمان حضور و ظهورش دارد ، آن است که دلهاي امت را بي نياز مي کند . خوي جهل را و جهالت را، خوي گدائي و آز و طمع را ، خوي احساس نياز به شرق و غرب را ، خوي توکل به غير خدا را که و احض رت الأنفس الشحّ (4)، همه را شستشو مي کند . هم مردم را عالم مي کند ؛ هم مردم را بالاتر از علم ، عقل مي دهد ؛ روح غنا در دلهاي مردم ايجاد مي کند .. اين روح بي نيازي مردم را روي پاي خود، مستقل نگه مي دارد . قرآن کريم به يهودي و مسيحي مي گويد : شما توان اقامه تورات و انجيل را نداريد . زيرا بار سنگين روي دوش کسي است که پايدار باشد و استوار . فرمود : يا اهل الک تاب لستم علي ش يء حتّي تقيموا التّوراه و النجيل (5). شما که پايه و پايگاه نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه کنيد . مشهور بين اهل تفسير اين است که اين آيه را چنين معنا مي کنند : شما به هيچ نمي ارزيد ، تا اينکه تورات و انجيل را اقامه کنيد و در سايه اقامه تورات و انجيل ارزشمند بشويد . ولي سيّدنا الاستاد (رضوان الله عليه) اين آيه را لطيف تر معنا کرده است ؛ فرمود: شما با کدام پايگاه علمي مي خواهيد تورات را اقامه کنيد ؟! يک پايگاه اعتقاد موحدانه، يک روح مقتدر و يک نفس مطمئن مي طلبد تا توان تحمّل معارف تورات و انجيل را داشته باشد . شما که آن پايگاه را نداريد ، توان اقامه تورات و انجيل هم از شما مسلوب است . وجود مبارک ولي عصر (أرواحنا فداه) اوّل در امت ،توان درک ناب و عمل صحيح را عطا مي کند و مي دمد ، آنها را زنده مي کند ، روح بي نيازي و استقلال و روح آزادي و استغنا به آنها مي دهد ؛ آنگاه انديشه ها و انگيزه هاي خود را ارائه مي کند، آنگاه حدأقل 330 يا 313 شاگردي مثل امام راحل تربيت مي کند ، آنگاه در برابر شرق و غرب مي ايستد و جهان را پر از عدل و داد مي کند . تأثير ياوران حضرت ولي عصر (عج) در پيروزي نهضت مهدوي اينچنين نيست که وجود مبارک مهدي منتظر از علي بن أبيطالب برتر باشد ! همان عدل علوي است که به دست مهدي (ع) ظهور مي کند . لکن وقتي طلحه و زبيردر بين اصحاب علي باشند ، محصولي جز جمل و صفيّن و نهروان ندارد ! وقتي اصحابي مثل ابو موسي در جمع ياران حضرت باشند ، نتيجه اي جز صفيّن ندارد ! امّا اگر افرادي مثل امام راحل در محضر ولي عصر زانو به زمين بزنند ، شاگردي آن حضرت را به دوش بکشند ، او مي تواند شرق و غرب را پر از عدل و داد بکند . فرمود : مهدي من و مهدي ما نقطه عطف تاريخ است . اگر انقلاب اسلامي نقطه عطف است ، چو شبنمي است که بر بحر مي کشد رقمي ؛ و اگر انبياي ديگر آمدند، نقطه عطف شدند؛ آنها هم به شرح ايضاً . آنکه کلّ جهان را عوض مي کند ، نقطه عطف جهاني و جهانشمول است. اگر ذات أقدس له با آن قدرت غيبي، بقيّه الله را ياري کند ، هيچ کسي توان تحمّل و مقاومت آن را ندارد ! اگر بشر در سايه رهبري انبياي الهي حرکت کند ، کلّ جهان در اختيار رهبران الهي است . و اگر خداي ناکرده بيراهه برود ، کلّ جهان عليه آنهاست . زيرا از سپهر و زمين ، همه ،مأموران تدبيري الهي اند ؛ ل لّه جنود السّموات و الأرض (6). شما جريان موساي کليم را را مکرر شنيده ايد . همين موساي کليم که در کوتاه ترين مدت ، بني اسرائيل را از درياي قهّار موّاج گذراند . (7)چون تابع موسي (ع) بودند ، لذا از دريا گذشتند . امّا همين که به فکر سير و پياز و مسائل مادي و انحراف و ترک مبارزه افتادند؛ در صحراي سينا ، 40 سال سرگردان شدند:يتيهون ف ي الأرض أربعين سنه (8). نه دشت پهن سينا جاي گم شدن بود ، و نه درياي روان جاي رفتن !! آنجا که به رهبري وحي الهي حرکت مي کنند ، دريا مي شود بستر مستقيم ! آنجا که کج راهه مي روند؛ راه مستقيم ، دشت سينا مي شود وادي گمراهي . اينها همان گروهند ، و موسي همان موسي است ؛ ولي وقتي رهبري او را بپذيرند ، با فاضر ب ب عصاک البحر حرکت مي کنند . رهبري او را نپذيرند ، بگويند : ا ذهب أنت و ربّک فقات لاً نّا هاهنا قاع دون (9)، يتيهون ف ي الأرض أربعين سنه دامنگيرشان مي شود . تازه موساي کليم است (ع) ! عظمت شخصيّت امام زمان (عج) امّا و ما ادراک من المهد ي !! وجود مبارک عيسي (ع) از مقام حضرت مهدي با خبر شد ، 3 بار شهود ملکوتي نصيب آن حضرت شد ؛ در هر بار به خدا عرض کرد : خدايا ! اين مقام را به من بده ؛ فرمود : اين مال آل محمّد است . موساي کليم (ع) اين مقام را مشاهده کرد ، عرض کرد : خدايا ! اين منزلت را به من بده ؛ فرمود : اين ذخيره اهل بيت است ، به شما نمي رسد . همانطوري که در جريان شهود حق ، موساي کليم عرض کرد : ربّ ار ني انظر ليک ، فرمود : لن تران ي(10)، سخن از (لن) هست ؛ اينجا به موسي و عيسي (عليهما السّلام) فرمود : لن تنالا . شما به آن مقام نمي رسيد ، اين مال ذخيره آخر زمان و دودمان نبي مکرّم من است . اين نظير مسلّط شدن بر هوا نيست ، اين نظير غدوّها شهأ و رواحها شهر(11) نيست که سليمان بخواهد و بگويد : هب ل ي ملکاً لا ينبغ ي ل أحد (12)، ما به او عطا بکنيم ! اين سلطه جهاني بر دلهاي جهانيان است ، اين ظهور اسماي حسناي من است ، اين مظهر اتمّ و اکمل اسم أعظم است ، اين مقام شامخ خليفه الله ب القول المطلق است که مال » مهدي » است . لذا وجود مبارک رسول گرامي براي فاطمه زهراء (س) مفاخر خانوادگي خود را که شرح مي دهد ، مي فرمايد : م نّا المهد ي(13) پيغمبر(ص)به وجود مهدي (ع) افتخار مي کند . بنابراين اگر ما در جريان موسي ديده ايم که پيروي از او باعث تسلّط بر درياست، انحراف از دستور او مايه سرگرداني در بيابان صاف است ؛ پس معلوم مي شود ل لّه جنود السّموات و الأرض . هم آن دشت صاف ، سپاه خداست ، هم اين درياي موّاج، سپاه خداست . اين خدا اگر بخواهد ، توان آن را دارد که دلها را پر از اميد ، پر از استغناء و احساس نشاط در برابر استقلال و آزادي کند . اينچنين دلها، هم آن انديشه هاي ناب نبوي را مي پذيرند ، هم آن انگيزه هاي صائب و صالح ولوي و علوي را مي پذيرند ، و با تربيت شاگرداني چون امام مي توانند جهان را پر از عدل و داد کنند . وقتي وجود مبارک اميرالمؤمنين مفاخر اهل بيت را براي دربار اموي شرح مي دهد، مي گويد : پيغمبر از ماست ، حسن از ماست ، حسين از ماست ؛ م نّا س بطا هذ ه الامّه ، سيّدا شباب اهل الجنّه (14)و مانند آن ؛ بعد جريان مهدي منتظر موجود موعود را ذکر مي کند که مهدي اين امت از ماست . هنگام ظهور ، روز به ثمر نشستن شجره طوباي انسانيّت همه به وجود مبارک آن حضرت افتخار مي کنند تا جامعه بشريت به ثمر برسد . تا کنون درخت انسانيّت ميوه نداد ، و ا ن تط ع اکثر من ف ي الأرض يض لّوک (15)، ا ن اکثرهم لا کذا و کذا . روزي بالأخره جامعه بشري بايد به ثمر برسد و ميوه بدهد . آن روزي که جامعه بشري به ثمر مي رسد ، به ميوه اش بار مي يابد ؛ آن روزي که هم انديشه علمي دارد که ميوه علمي اوست ، هم انگيزه صحيح دارد که ميوه عملي اوست ؛ روز ظهور مهدي موجود موعود است . لذا ذات أقدس له فرمود : همان طوري که ما زمين مرده را زنده مي کنيم ، زمينه مرده را هم زنده مي کنيم . و اگر آن وحي الهي ظهور پيدا کرد ؛ بر هر فکر و اراده اي مصمّم باشد ، مسلّط است . هيچ کسي در برابر ظهور سلطنت وحي، قدرت مقاومت ندارد ! انبياي بزرگ وقتي وحي الهي دريافت کردند ، تسليم محض اند . در سوره حشر فرمود : اين قرآن را کوه نمي تواند تحمّل کند ؛ (16). امّا همين قرآن را انسان کامل تحمّل مي کند . انسان کامل در برابر کوه يا آسمان يا زمين و مانند آن ستبر تر است ، ولي در برابر ظهور اراده حق خاضع است . وقتي به ابراهيم خليل دستور مي رسد که حرف اينها را گوش نکن ، حرّ قوه و انصروا آل هتکم (17) تو را مرعوب نکند ؛ اين تسليم محض مي شود ، خود را به امواج آتش تسليم مي کند ، و مانند اين در جريان انبياء فراوان است . وقتي آن وحي با آن سلطنت در اختيار ولي عصر قرار مي گيرد ، دلهاي مردم به وسيله آن حضرت متحوّل مي شود ؛ اينها فن کيمياگري و فن مغناطيسي دارند . هدايت گري کيميا گرانه امام عصر (عج) و اولياي الهي بزرگان مي گويند : شما در بين اجرام، مغناطيس را ديده ايد . مغناطيس حرف نمي زند ؛ يک گوشه اي آرميده است ، امّا آهن سنگين سخت دل متصلّب را جذب مي کند ؛ کار مغناطيس جذب آهن است ، آهن هم يک جرم متصلّب قسّي است ! کيمياگر هم به شرح ايضاً . اين کيمياگر يک چدني را ، يک مس متصلّبي را طلا مي کند ؛ اينکه حرف نمي زند ! همانطوري که در جهان تکوين بدون حرف زدن يک تحوّل گوهري و جوهري در طرف ايجاد مي شود ؛ اين تحوّل را انبياءواولياء وخليفه الله دارند و اين تحوّل را ؛ بالاترين و برترين اش را وجود مبارک ولي عصر (أرواحنا فداه) دارد . اين که خيلي ها منتظرند حضرت را ببينند ، ديدن او اين اثر را دارد . وگرنه ائمه ديگر را ديدند ،ائمه ازمنه خود را خيلي ديدند ؛ پيغمبر را ديدند که به مراتب بالاتر از وجود مبارک امام زمان است . نماز 5 وقت را پشت سر پيغمبر مي خواندند ؛ پاي منبر پيغمبر ، سخنراني آن حضرت را گوش مي دادند ، ولي طرفي نمي بستند ! چون آن حضرت مأمور نبود مثل مغناطيس اثر کند ، آن حضرت مأمور نبود مثل کيميا اثر کند !! امّا وجود مبارک ولي عصر اين کيمياگري و اين مغناطيسي را به همراه دارد . آن انسان را شيفته مي کند و يک لحظه ديدار او به کسي فرصت تحمّل نمي دهد ! ؛ مگر آهن مي تواند بگويد من نمي آيم ! او چه بخواهد ، چه نخواهد ؛ مجذوب آهن ربا است . خليفه الله با مفهوم و فلسفه و کلام و عرفان نظري حرف نمي زند ؛ او با عرفان عملي سخن مي گويد . سخن او همان جذب و کشش است که ايجاد مي کند . در انسان شور و علاقه و ناله و درد ايجاد مي کند .اين است که صداي او را از مشرق و مغرب يک افراد خاص مي شنوند ، وقتي حضرت مي گويد : أنا بق يّه الله (18). بق يّه الله خ يأ لکم ن کنتم مؤم نين (19). اين صدا وقتي از کنار کعبه بر مي خيزد ؛ شرق و غرب، شاگرداني مثل امام پر مي کشند ، به حضور او بار مي يابند . لزوم آمادگي فرهنگي و نظامي منتظران حضرت مهدي (عج) شما مي بينيد هنوز نام آن حضرت را نبرده ، عدّه اي از اين جوانهاي بسيجي شيفته آن حضرت اند . اين روايت را مرحوم محدّث قمي در دوّم سفينه نقل کرده است ، در لقب پر افتخار (مهدي) ؛ که وقتي از وجود مبارک امام صادق (ع) سئوال مي کنند که : انتظار يعني چه. فرمود : و ليع د کلّ احد قبل خروج ه و لو ب سهم . فرمود: قبل از قيام آن حضرت ، هر کسي خود را ولو به يک تير آماده کند . يعني نيروي بسيجي بودن ، تيراندازي ياد گرفتن ، نيروي رزمي بودن ، مجاهدت داشتن ، اهل جبهه و جنگ بودن ؛ اين انتظار است . بالأخره حضرت که مي آيد ، بخواهد کيمياگري کند ؛ يک لياقتي مي طلبد . گر جان بدهد سنگ سيه ، لعل نگردد *** با طينت اصلي چه کند بد گهر افتاد تبديل مس وجود به طلا با کيمياي مکتب اهل بيت (ع) البته همان کيميا هم بالأخره يک عدّه افراد خاصي را متحوّل مي کند ؛ مغناطيس هم آهن را جذب مي کند ، نه هر فلزي را ! وجود مبارک ولي عصر يک رابطه اي هم لازم است . ( انتظار ) يعني آماده شدن که اگر کيمياگري ظهور کرده است ، انسان به تعبير شيخ مشايخنا اصفهاني (قدّس سرّه) که فرمود : مفتقرا متاب روي از در او به هيچ سو *** زآنکه مس وجود را فضّه او طلا کند (20) اين شعر نيست که از سنخ احسنه ، اکذبه باشد ! اين يک فقيه نامداري بود ، کمتر فقيهي به او مي رسيد ؛ يک فيلسوف نام آوري بود ، کمتر فيلسوف به او مي رسيد؛ يک صاحب مشربي بود که کمتر اهل شربي به آن بارگاه بار مي يافت اين (فضّه) که اوّل فضّه نبود ،او هم مس وجود داشت ؛ با آن طلا و با آن کيميا آشنا شد ، شد م نّا اهل الب يت .بخشي از سوره مبارکه هل أتي ؛ اوجش مال وجود مبارک اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا (صلوات الله عليهما) است ، متوسطش مال حسنين (عليهم السّلام) است ، دامنه و ذيلش مال همين فضّه (رضوان الله عليها) است . همين که يطع مون الطّعام علي حبّ ه م سکيناً و يتيماً و اسيراً (21)، مال همه است . بهترين شيوه انتظار حضرت ولي عصر (عج) بهترين راه براي انتظار آن است که انسان آماده باشد که اگر يک وقتي نسيم وزيد و پرده کنار رفت ، انسان پشت پرده را ببيند . چرا دست يازم ، چرا پاي کوبم *** مرا خواجه، بي دست و پا مي پسنددبالأخره اگر کسي وليّ الله بود ؛ خودش تلاش و کوشش مي کند ، پرده غيب را کنار مي زند ، پشت پرده را مي بيند ؛ مثل اينکه ائمه نسبت به هم اينچنين بودند ، اولياء نسبت به هم اينچنين اند و مانند آن . امّا ماها که دستي نداريم ، پائي نداريم ، به ما هم اجازه نمي دهند که برويم ، پرده غيب را کنار بزنيم و پشت پرده را ببينيم ، لاأقل بايد چشم باز و شفاف داشته باشيم ، يک . هرگز نخوابيم ، دو . روبروي پرده باشيم ، سه . که اگر نسيمي زد و پرده کنار رفت ، گوشه اي از ماوراي پرده را ببينيم، چهار . اينکه گفتند : نّ ربّکم ف ي ايام دهر کم نفحات الا فتعرّضوا لها و لا تعر ضوا عنها(22)، همين است . گاهي نفحه و نسيم مي ورزد مي شود نيمه شعبان . اين ماه شعبان چه نيمه اش، چه شبش و چه روزش به نوبه خود ليله قدر است . بخش اوّل امور، در نيمه شعبان ، مرحله دوّم آن در 19 ماه مبارک رمضان ، بعد در 21 ماه مبارک رمضان ، بعد در بخش نهائي و پاياني در 23 ماه مبارک رمضان به امضاء مي رسد . نيمه شعبان ، به نوبه خود روز قدر است که فرشتگان رحمت بر وجود مبارک ولي عصر (أرواحنا فداه) نازل مي شوند . و گرنه جهان بشريت همين است که مي بينيد که ظلم وجود دارد ، جهان را به تباهي مي کشاند . روشن شده است که چيزي براي اصلاح بشريت جز صفاي ضمير و جز انتظار منجي بشريت راهگشا نيست ! سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت برکاته) در ديدار با جمع کثيري از طلاب ، دانشجويان و اقشار مختلف مردم قم به مناسبت نيمه شعبان قم ؛دفتر مقام معظّم رهبري ـ1380 پي نوشتها : (1) نهج البلاغه / خطبه 138 (2) بقره / 79 (3) انعام / 112 (4) نساء / 128(5) مائده / 68 (6) فتح / 4 و 7 (7) شعراء / 63 (8) برداشت از : مائده / 26 (9) مائده / 24(10) اعراف / 43 (11) سب / 12 (12) ص / 35 (13) بحار الأنوار / 36 / 309(14) بحار الأنوار / 37 / 48 (15) انعام / 116 (16) حشر / 21 (17) انبياء / 68 (18) الکافي / 1 / 472 (19) هود / 86 (20) ديوان آيت الله حاج شيخ محمّد حسين اصفهاني(21) انسان / 8 (22) بحار الأنوار / 68 / 221
تعداد مشاهده :611 | چاپ | ارسال
|