دوران غيبت کبري
اصطلاحاً غيبت کبرا به مدت زمان پنهان زيستي حضرت مهدي (ع) گفته ميشود که با وفات آخرين نايب خاص در سال 329ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است که پايان آن را ميداند.
اين دوران ويژگيهايي دارد که آن را از دوران غيبت صغرا کاملاً متمايز ميسازد که از جمله آن ويژگيها کامل شدن غيبت آن حضرت است.
به همان اندازه که پنهان زيستي حضرت مهدي (ع) در اين دوران به کمال ميرسد و نيابت و سفارت همانند دوران غيبت صغرا وجود ندارد، محل زندگي آن حضرت نيز نامشخصتر ميشود و در اين دوران است که هرگز بهطور قطع نميتوان مشخص نمود آن حضرت در کجا زندگي ميکند.
البته روايات در اين باره به محلهاي مختلفي اشاره کردهاند که برخي از آنها از اين قرارند:
الف) مدينه طيبه
همانطور که قبلاً نيز اشاره شد برخي از روايات به صورت عام و بدون قيد زمان غيبت صغرا، مدينه را به عنوان جايگاه آن حضرت در دوران غيبت مورد اشاره قرار دادهاند.
ب) ناحيه ذيطوي
ناحيه ذيطوي در يک فرسخي مکه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانههاي مکه ديده ميشود. برخي از روايات آن محل را به عنوان جايگاه حضرت مهدي (ع) در دوران غيبت معين کردهاند.
امام باقر (ع) در اين باره فرمود:
يکون لصاحب هذا الأمر غيبة في بعض هذه الشّعاب و أومأ بيده إلي ناحية ذي طوي. [1] .
صاحب اين امر را در برخي از اين درّهها غيبتي است و با دست خود به ناحيه ذيطوي - که نام کوهي است در اطراف مکه - اشاره نمود.
در برخي ديگر از روايات نيز ذکر شده که حضرت مهدي (ع) قبل از ظهور در «ذيطوي» به سر ميبرد و آنگاه که اراده الهي بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد از آنجا وارد مسجدالحرام ميشود.
امام باقر (ع) در اين باره فرمودهاند:
إنّ القائم يهبط من ثنيّة ذي طوي في عدّة أهل بدر ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً حتي يسند ظهره إلي الحجر الأسود و يهتزّ راية الغالبة. [2] .
قائم (ع) در ميان گروهي به شمار اهل بدر - سيصد و سيزده تن - از گردنه ذيطوي پايين ميآيند تا آنکه پشت خود را به حجرالاسود تکيه ميدهد و پرچم پيروز را به اهتزاز درميآورد.
ج) دشتها و بيابانها
از برخي روايات نيز استفاده ميشود که آن حضرت در طول غيبت کبرا محل خاصي ندارد و همواره در سفر به سر ميبرد.
از امام باقر (ع) نقل شده است که وقتي شباهتهاي حضرت مهدي (ع) به انبيا را بيان نمودند چنين فرمودند:
و امّا شبهه من عيسي فالسّياحة. [3] .
و اما شباهت حضرت مهدي (ع) به حضرت عيسي (ع) جهانگردي [و نداشتن مکاني خاص] است.
در توقيعي که از حضرت مهدي (ع) به نام شيخ مفيد صادر شده است، نيز به نامعلوم بودن مکان حضرت مهدي (ع) اشاره شده است.
در آن نوشته چنين آمده است:
... و إن کنّا ثاوين بمکاننا النّائي عن مساکن الظالمين حسب الّذي أراناه اللَّه لنا من الصّلاح شيعتنا المؤمنين في ذلک مادامت دولة الدنيا للفاسقين.... [4] .
... با اينکه ما براساس فرمان خداوند و صلاح واقعي ما و شيعيان مؤمنمان تا زماني که حکومت در دنيا در اختيار ستمگران است در نقطهاي دور و پنهان از ديدهها بهسر ميبريم....
همچنين در پارهاي از ملاقاتهاي معتبر که در دوران غيبت کبرا نقل شده است، حضرت به اين نکته اشاره فرمودهاند.
«علي بن ابراهيم بن مهزيار» پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدي (ع) به نقل از ايشان چنين ميگويد: آن حضرت فرمود:
يابن المازيار أبي أبو محمد عهد إليّ ألّا أجاور قوماً غضب اللَّه عليهم... وأمرني ألّا أسکن من الجبال إلّا وعرها ولا من البلاد إلّا قفرها. [5] .
همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند که در مجاورت قومي که خداوند بر آنان غضب کرده است قرار نگيرم... و به من فرمود که در کوهها ساکن نشوم مگر قسمتهاي سخت و پنهان آن و در شهرها ساکن نشوم مگر شهرهاي متروکه و بيآب و علف.
اين نامعلوم بودن محل زندگي آن حضرت در دوران غيبت کبرا سبب شده تا عدهاي به گمانهزنيهايي بعضاً سست و واهي بپردازند و به طرح محلهايي که اثبات آنها کاري بس مشکل است روي آورند.
افسانه جزيره خضرا يا مثلث برمودا و مانند آن حکايتهايي است که در تاريخ پر فراز و فرود اين اعتقاد رخ نموده است، ولي همواره روشنگرانِ اين مذهبِ حق، مردم را از لغزش در اين بيراههها برحذر داشتهاند.
دوران ظهور و حکومت مهدي
دوران ظهور که درخشانترين فراز تاريخ و بهترين دوران حيات انساني است، ويژگيهاي فراواني دارد که از جمله مهمترين آنها حاکميت آخرين معصوم و حجت الهي است. درباره محل زندگي حضرت مهدي (ع) و حکومت آن حضرت در عصر ظهور، روايات فراواني وجود دارد. عمدتاً در اين روايات، مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر کوفه را به عنوان پايگاه حکومتي آن حضرت معرفي کردهاند.
مسجد سهله شرافت بسياري دارد؛ از جمله در روايات ذکر شده که در اين مسجد، هزاران پيامبر به نماز ايستادهاند.
«صالح بن ابوالاسود» گويد: امام صادق (ع) سخن از مسجد سهله راند، آنگاه فرمود:
أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله. [1] .
بهدرستي که مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه که [پس از قيام] با اهل خود در آنجا فرود آيد.
همچنين آن حضرت به ابابصير فرمود:
يا أبا محمد کأنّي أري نزول القائم في مسجد السّهلة بأهله و عياله.
اي ابا محمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله ميبينم که با زن و فرزندانش در آن نازل ميشوند.
ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود:
نعم، هو منزل إدريس و ما بعث اللَّه نبيّاً إلّا وقد صلّي فيه والمقيم فيه کالمقيم في فسطاط رسول اللَّه و ما من مؤمن ولا مؤمنة إلّا و قلبه يحنّ إليه و ما من يوم ولا ليلة إلّا والملائکة يأوون إلي هذا المسجد يعبدون اللَّه. [2] .
آري، اين مسجد، منزل ادريس است. خداوند هيچ پيامبري را برنينگيخت، مگر آنکه در اين مسجد نماز گزارد. هر کس در اين مسجد بماند مانند آن است که در خيمه رسول خدا (ص) اقامت کرده است. هيچ مرد و زن مؤمني نيست، مگر آنکه دلش به سوي آن مسجد پرميکشد. روز و شبي نيست مگر آنکه فرشتگان به اين مسجد پناه ميبرند و در آن به عبادت خدا ميپردازند.
همانطور که اشاره شد، کوفه نيز مرکز حکومت مهدي (ع) قلمداد شده است.
چگونگي زندگي در عصر ظهور به روشني مشخص نشده ولي به نظر ميرسد تفاوت بسياري با نحوه زندگي امروزي داشته باشد. تکامل علوم بشري، کمال عقلاني بشر، توسعه خارقالعاده امکانات و رفاه عمومي، امنيت فراگير بر کل کره زمين و... بهطور قطع، ويژگيهايي را براي زندگي در آن زمان ايجاد خواهد نمود که امروز درک دقيق آن براي ماکاري بس مشکل است.
از امام باقر (ع) نقل شده که در بخشي از يک روايت طولاني فرمود:
ثمّ يتوجّه إلي الکوفة فينزلها و تکون داره. [3] .
آنگاه [حضرت مهدي (ع)] به سوي کوفه ميرود پس آنجا را براي منزل برميگزيند و کوفه خانه او خواهد بود.
[1] سيدبن طاووس، الاقبال، ص298.
[1] شيخ صدوق، کمالالدين و تمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، ج2، ص143.
[2] محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج2، ص119.
[3] کمالالدين و تمام النعمه، ج2، ص164.
[4] همان، ج2، ص80.
[1] اصول کافي، ج2، ص141.
[2] شيخ طوسي، کتاب الغيبة، ص162.
[3] اصول کافي، ج2، ص140؛ ابن ابي زينب، غيبت نعماني، ص188.
[4] اصول کافي، ج2، ص118؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص348؛ کتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص232.
[1] غيبت نعماني، ص181.
[2] همان، ص315.
[3] طبري، دلائل إلامامه، ص291.
[4] علامه محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج53، ص174.
[5] کتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص263.
[1] شيخ طوسي، التهذيب، ج2، ص252.
[2] بحارالانوار، ج52، ص317.
[3] کتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص475.