|
«آخرالزمان» تركيبي اضافي و به معناي بخش پاياني زندگي دنيا است. توجه به «آخِرالزمان» در فرهنگ بيشتر دينها و آيينهاي بزرگ ـ بهويژه در اديان ابراهيمي ـ به چشم ميخورد. اين توجه در فرهنگ اسلامي از اهميّت ويژهاي برخوردار است.
آخِرُ الزَّمان دورة پاياني دنيا و زمان شكلگيري ظهور و حكومت مهدي موعود عليه السلام «آخرالزمان» تركيبي اضافي و به معناي بخش پاياني زندگي دنيا است. توجه به «آخِرالزمان» در فرهنگ بيشتر دينها و آيينهاي بزرگ ـ بهويژه در اديان ابراهيمي ـ به چشم ميخورد. اين توجه در فرهنگ اسلامي از اهميّت ويژهاي برخوردار است. واژة آخرالزمان در قرآن به كار نرفته است؛ اما مطالب گوناگوني در بارة آن، از آيات قابل استفاده است. قرآن كريم به طور كلّي، جهانيان را به دو بخش پيشينيان و پسينيان تقسيم كرده1 و براي هر يك ويژگيهايي بيان نموده است. به نظر ميرسد بتوان پسينيان را بخشي از انسانهاي آخرالزمان دانست. در بارة آغاز و انجام جهان، سخن روشني در آيات و روايات به چشم نميخورد؛ اما آنگاه که سخن از اين دوران به ميان ميآيد، همواره به دو پديدة بسيار مهم و بزرگ اشاره ميشود: 1. ولادت و بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله در جايگاه واپسين فرستادة الهي؛2 2. ظهور و قيام موعود نجاتبخش، حضرت مهدي عليه السلام. از اين رو شکي نيست اينک ما در دوران «آخِرالزمان» به سر ميبريم. اين دوران، داراي دو ويژگي مهمّ و اساسي است: نخست: آخرين مرحلة زندگي در دنياست. با سپري شدن اين دوران، زندگي در دنيا به پايان رسيده، مرحلهاي ديگر در نظام آفرينش آغاز ميشود. دوم: اين دوران، خود به دو بخش با ويژگيهاي خاص تقسيم ميشود.يك. دوراني سراسر انحطاط اخلاقي، ستم و بيداد؛ دو. دوراني سرشار از معنويت در پرتو حكومت شايستگان. بنيانهاي كلي باور به اين دوران را همة مذاهب و گروههاي بزرگ اسلامي پذيرفتهاند، ولي در راستاي وابستگي اين دگرگونيها به ظهور و قيام حضرت مهدي موعود عليه السلام و نيز ويژگيهاي شخص آن مصلح جهاني، ديدگاههاي ناهمگوني پديد آمده است. شيعة دوازده امامي، با بهرهگيري از آموزههاي پيشوايان معصوم عليهم السلام حضرت مهدي عليه السلامرا موعود امتها و حكومت ايشان را نيکوترين فرجام زندگاني انسانها بر زمين ميداند. در نگاه ايشان، با ظهور حضرت مهدي عليه السلام، افزون بر بهرهمندي مردمان آن دوران، برخي از نيكترين و صالحترين و نيز بدترين و تبهكارترين انسانها كه پيشتر از دنيا رفتهاند، به دنيا باز ميگردند، تا شايستگان، از برپايي حکومت عدل و قسط شادمان، و تبهکاران، از آن عدل جهاني آزرده خاطر گردند.3 و دنيا، همچنان بر مدار دادگري خواهد خواهد گشت، تا زندگي دنيايي پايان يابد. پيشوايان معصوم عليهم السلام، با الهام از وحي الهي و سرچشمههاي آن، پيوند مهدويّت و آخِرالزمان را به روشني بيان کردهاند: رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «دنيا به انجام نميرسد؛ مگر اينكه امت مرا مردي رهبري كند كه از اهلبيت من است و به او مهدي گفته ميشود.»4 اميرمؤمنان علي عليه السلام نيز بر منبر مسجد كوفه فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقي نماند، خداوند آن روز را چنان طولاني خواهد كرد، تا اين كه مردي از خاندانم برانگيخته شود.»5 نشانههاي آخِرُالزّمان6در آيات قرآن و سخنان معصومان عليهم السلام نشانههايي براي آخرالزمان گفته شده است که در اصطلاح «علايم آخِرالزمان» خوانده ميشود. ختم نبوت و نزول واپسين شريعت كه با ظهور پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله پديدار شد، نخستين نشانة آخرالزمان به شمار ميرود؛ لذا مفسران، مقصود ازنشانههاي قيامت را در ذيل آية (فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها)؛7 «آيا [كافران] جز اين انتظار ميبرند كه رستاخيز به ناگاه بر آنان فرارسد؟ و علامات آن اينك پديد آمده است.» بعثت پيامبر صلي الله عليه و آله دانستهاند كه در مقايسه با عمر جهان، فاصلة بسيار كمي تا قيامت دارد. در آخرالزمان، پديدههاي فراوان ديگري نيز پيشبيني شده است، كه بيشتر به دوره پاياني آن (آستانة ظهور مهدي عليه السلام) مربوط ميشود كه برخي از آنها بدين قرارند: 1. بحران معنويّت پيش از ظهور امام زمان عليه السلام جوّ حاكم بر جهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود: (اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ في غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ)؛8 براي مردم، [وقت] حسابشان نزديك شده است، و آنان در بيخبري رويگردانند.در اين آيه، مردم آخرالزمان، به غفلت و اعراض از خداوند متّصف شدهاند. در روايات نيز منظور از «اشراط الساعة» كه در آيه 18 سورة محمد صلي الله عليه و آله، به آن اشاره شده است، رواج بيش از حدّ كفر، فسق و ظلم دانسته شده و موارد متعدّدي از آن بر شمرده شده است. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله دربارة ويژگيهاي انسانهاي اين دوران فرمود: زماني بر مردم خواهد آمد... كه دِرهمهاي آنان دينشان خواهد بود و همّت ايشان شكمشان و قبلة آنها زنانشان. براي طلا و نقره، ركوع و سجود به جاي ميآورند. آنان همواره در سرگرداني و مستي خواهند بود. نه بر مذهب مسلمانياند و نه بر مسلك نصراني.9 2. وقوع اختلافها و درگيريهاي بسيار يكي از نشانههاي آخرالزمان، اختلافها و درگيريهاي فراوان ميان گروههاي گوناگون است: (فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظيمٍ)؛10 اما دستهها[ي گوناگون] از ميان آنها به اختلاف پرداختند، پس واي بر كساني كه كافر شدند از مشاهده روزي دهشتناك. روايات، اين آيه را به ظهور فرقههاي مختلف در جهان اسلام مربوط دانستهاند كه در آخرالزمان پديد آمده، موجب اختلافهاي بسيار خواهند شد. آية (يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ)؛11 «... شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضي از شما را به بعضي [ديگر] بچشاند» نيز به وقوع اختلافها و قتل و كشتار در آخرالزمان تفسير شده است. در اين دوران، انسانهاي فراواني به كژي ميگرايند، اما اين گونه نيست که تمام انسانها در مسير باطل گام بردارند؛ بلکه برخي به سبب ويژگيها و صفاتي که در خود پديد ميآورند، از نجات يافتگان اين مرحله خواهند بود. دراين باره وقتي پيامبرگرامي صلي الله عليه و آله از چهرههاي پيروز اين دوران ياد ميکند، با شگفتي تمام به حضرت علي عليه السلام چنين ميفرمايد: اي علي! بدان شگفتآورترين مردم در ايمان و بزرگترين آنان در يقين، مردمي هستند كه در آخِرالزمان ـ با آن كه پيامبر خود را نديده و از امام خود در پردهاند ـ به نوشته كه خطي سياه بر صفحهاي سپيد است، ايمان ميآورند.12 3. ظهور دجّال: در هر سه دين آسماني يهود، مسيحيت و اسلام، ظهور فاسدترين و مخرّبترين جريان منحط در طول تاريخ، پيش بيني و از خطر آن پرهيز داده شده است. دجّال كه تجسّم كفر، فريب و گمراهي است، در آخرالزمان ظاهر شده، مردم را به پرستش خويش ميخواند. اين پديده سرانجام به دست عيسي عليه السلام محو و نابود خواهد شد. 4. وقوع مصيبتهاي بزرگ برخي از آيات، عذاب بر كافران و گنهكاران آخرالزمان كه نزول عذاب را انكار ميكنند، تطبيق داده شده است: (إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ بَياتاً أَوْ نَهاراً ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ)؛13 اگر عذاب او شب يا روز به شما دررسد، بزهكاران چه چيزي از آن به شتاب ميخواهند؟ 5. خروج سفياني بيشتر مفسّران، از ظهور لشكري طغيانگر كه آخرالزمان در كشورهاي اسلامي به ستم و تعدّي پرداخته، سرانجام در صحرايي بيرون از مكّه، گرفتار عذاب الهي ميشود، خبر داده و آيه: (وَ لَوْ تَري إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَريبٍ)؛14 «و اي كاش ميديدي هنگامي را كه [كافران] وحشتزدهاند [آنجا كه راهِ] گريزي نمانده است و از جايي نزديك گرفتار آمدهاند» را دربارة آن لشكر دانستهاند. در روايات شيعه و سنّي، نام رهبر اين لشكريان، سفياني ذكر شده است. 6. نداي آسمانيبنابر روايات شيعه، جبرئيل نخستين كسي است كه با امام زمان عليه السلام بيعت و با صدايي بلند به گونهاي كه به گوش همة جهانيان برسد، اين آيه را تلاوت ميكند: (أَتي أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ)؛15 فرمان خدا رسيد؛ پس ديگر شتاب مكنيد. 7. ظهور منجي بزرگ بشر مهمترين رخداد آخرالزمان، ظهور دوازدهمين امام شيعيان عليه السلام براي رهايي انسانها است: (جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً)؛16 حق آمد و باطل نابود شد. آري، باطل همواره نابودشدني است. اين آيه كه از پيروزي چشمگير حق بر باطل سخن ميگويد، در روايات، به ظهور مهدي عليه السلام تأويل شده است. 8 . نزول حضرت عيسي عليه السلام يكي از رخدادهاي آخرالزمان، فرود آمدن عيسي عليه السلام از آسمان است. مفسّران با استفاده از آيات( وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها)؛17 «و همانا آن، نشانهاي براي [فهم] رستاخيز است؛ پس زنهار در آن ترديد مكن! و (وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ)؛18 «و از اهلِ كتاب، كسي نيست، مگر آنكه پيش از مرگ خود حتماً به او ايمان ميآورد.» ظهور دوبارة عيسي عليه السلام در آخرالزمان را پيشبيني كردهاند. در روايات نيز تصريح شده است كه وي در بيتالمقدّس به نماز امامزمان عليه السلام اقتدا و در جنگهاي ايشان نيز شركت خواهد كرد. براساس اين تفسير، فرود آمدن عيسي عليه السلام از آسمان، يكي از نشانههاي نزديكي قيامت شمرده شده و از ايمان آوردن همة اهل كتاب به حضرت عيسي عليه السلام در آخرالزمان كه يكي از فرماندهان امامزمان عليه السلام به شمار ميرود، خبر داده شده است. 9. خروج جنبندهاي از زمينقرآن با رمز و ابهام از خروج جنبدهاي حكايت ميكند كه هنگام رويگرداني مردم از معنويّت، از زمين خارج شده، با مردم سخن ميگويد: (وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ)؛19 و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد، جنبندهاي را از زمين براي آنان بيرون ميآوريم كه با ايشان سخن گويد كه: مردم [چنانكه بايد] به نشانههاي ما يقين نداشتند. در تفاسير، مطالب بسياري دربارة اين موجود شگفت بيان شده است كه تا حدّ بسياري غيرواقعي و بياساس به نظر ميرسد و در ظاهر، برگرفته از منابع اسرائيلي است. 10. هجوم يأجوج و مأجوج: قومي وحشي و فاسد، با تخريب سدّ ذوالقرنين، در اندك زماني سرتاسر جهان را پر از ظلم و فساد خواهد كرد، تا آن كه بنابر روايات، در عصر ظهور مهدي عليه السلام، به طور كلّي از بين خواهد رفت: (حَتَّي إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ)؛20 تا وقتي كه يأجوج و مأجوج [راهشان] گشوده شود و آنها از هر پشتهاي بتازند. 11. رجعت در آخرالزمان، برخي از نيكوكاران و بدكاران زمانهاي گذشته، دوباره زنده ميشوند: (وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا)؛21 و آن روز كه از هر امّتي، گروهي از كساني را كه آيات ما را تكذيب كردهاند محشور ميگردانيم. اين آيه، فقط به برانگيخته شدن عدّهاي از مكذّبان و نه همة آنها اشاره كرده است؛ بدين دليل، روايات و مفسّران شيعه، ميان مصداق اين آيه و قيامت، تفاوت قائل شده و آيه را به آخرالزمان مربوط دانستهاند كه عدّهاي از نيكوكاران و بدكاران اعصار گذشته، زنده شده، هر يك نتيجه دنيايي اعمال خويش را خواهد ديد. 12. صلح و آرامش پايدار در سرتاسر جهان پس از پيروزي حضرت مهدي عليه السلام و يارانش، آرامش و معنويّت بر جهان حاكم خواهد شد: ( وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا... وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً....)؛22 خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند، وعده داده است كه... و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند... . (إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ)؛23 ...زمين از آنِ خداست؛ آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد ميدهد؛ و فرجام [نيك] براي پرهيزگاران است.اين آيات و آيات ديگر كه از ميراثبري صالحان و مستضعفان و جانشيني آنان در زمين ياد ميكند،24 همگي بيانگر اين واقعيّتند كه سرنوشت اين جهان، پس از جهادي الهي به امامت امامزمان عليه السلام سرانجام به دست مؤمنان افتاده و جهانيان همگي در ساية حكومت حضرت در صلح و معنويّت به سرخواهند برد. زندگي در آخِرُالزّمانبا توجه به ويژگيها و نشانههاي ياد شده و سخنان بزرگان دين، سيماي زندگي در آخِرالزمان را ميتوان اينگونه ترسيم كرد: 1. دين در آخِرُالزّمان روزبهروز عوامل فراواني، گوهر تابناك دين را در هالهاي از غبار فرو ميبرند از اين رو در جوامع انساني همواره دين رو به كمرنگشدن ميرود و خرافهها و انحرافهاي فراواني، گريبانگير آن ميشود، تا اين كه وقتي حضرت مهدي عليه السلام قيام كرده، غبار از چهرة دين برگرفت، همگي گمان ميكنند اين دين جديدي است كه آن حضرت آورده است. اميرمؤمنان علي عليه السلام اين حقيقت را اينگونه بيان فرمود: اي مردم! به زودي زماني بر شما خواهد رسيد كه اسلام چونان ظرف واژگون شده، آنچه در آن است ريخته ميشود.252. مردان آخِرُالزّمانآزمايشهاي خداوند براي زنان و مردان يكسان است؛ ولي پارهاي از روايات، بهويژه در بارة مردان نقل شده است، آن گونه كه در برخي روايتها سخن از زنان به ميان آمده است. امام صادق عليه السلام فرمود: مردي را ميبيني هنگامي كه يك روز بر او گذشته و گناه بزرگي انجام نداده است ـ از قبيل فحشا، كمفروشي، كلاهبرداري و يا شرب خمر ـ بسيار غمگين و اندوهگين ميشود.263. زنان آخِرُالزّمانامام علي عليه السلام فرمود: در آخِرُالزّمان و نزديك شدن رستاخيز كه بدترين زمانها است، زناني آشكار ميشوند كه برهنه و لخت هستند؛ زينتهاي خود را هويدا ميسازند، به فتنهها داخل ميشوند و به سوي شهوتها ميگرايند. به سوي لذتها ميشتابند، حرامهاي الهي را حلال ميشمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود.27 نيز ن.ك: اشراط الساعه، رجعت، خروج دابة الارض، نزول عيسي، خروج يأجوج و مأجوج، آستانة قيامت. آدينه <<< جمعه آستانة عسکريين عليهما السلام محل خاكسپاري پدربزرگ، پدر و مادر حضرت مهدي عليهم السلام آستانة عسکريين عليهما السلام در شهر سامرا در120 کيلومتري شمال بغداد و در شرق دجله قرار دارد. محل دفن امام هادي عليه السلام28 و امام عسکري عليه السلام،29 جدّ و پدر بزرگوار حضرت مهدي عليه السلام30 و نيز مقبرة نرجس خاتون مادر ايشان و حکيمه خاتون عمة پدر آن حضرت،آنجا قرار دارد. در ضلع غربي آستانه، سرداب معروف به «غَيْبَةُالمَهْدِي»، محل پنهان شدن حضرت مهدي عليه السلام واقع شده است.31 شيعه و اهل سنّت، اتفاق نظر دارند که امام هادي عليه السلام پس از شهادت، در خانة خود به خاک سپرده شد. پيکر مطهر امام عسکري عليه السلام نيز پس از شهادت، در کنار مرقد مطهر پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.32 از آنجا که اطراف آن پادگان نظامي بود، شيعيان و دوستداران خاندان عصمت و طهارت، پنهاني به زيارت آن دو امام ميشتافتند. اين بارگاه ملکوتي، در طول تاريخ، كانون توجه و علاقة دوستداران خاندان وحي بوده و هم اکنون نيز يکي از مهمترين زيارتگاههاي شيعيان و هزاران عاشق شيفته است. اين مضجع شريف، با انفجاري بزرگ به دست دشمنان پليد مكتب اهل بيت عليهم السلام تخريب شد و دلهاي شيعيان را غرق حسرت زيارت و اندوه اين مصيبت كرد. باشد كه خشم الهي به زودي با قيام آخرين حجت الهي، انتقام مظلوميت انسانهاي صالح را از ستمپيشگان بستاند.نيز ن.ك: امام عسكري عليه السلام، حكيمه خاتون، سامرا، سرداب سامرا. آستانة قيامت پيش از برپايي قيامتدربارة وضعيت جهان پس از حضرت مهدي عليه السلام و جانشين آن حضرت و رخدادهاي آستانة رستاخيز بزرگ، ديدگاههاي متفاوتي ارائه شده که برخي مخالف يکديگر است. از آنجا که جهتگيري ديدگاهها بين شيعه و اهل سنّت به طور کلّي با يكديگر متفاوت است، به هر دو ديدگاه اشاره ميكنيم:يك. ديدگاه پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام؛ به طور عمده ديدگاههاي شيعه، با بيانهاي متفاوت، جهان پس از حضرت مهدي عليه السلام را بر خير و صلاح معرفي كرده است. البته غير از اين نيز از حکمت و لطف الهي انتظار نيست؛ چرا که چگونه ميتوان تصور کرد پس از انتظاري چندين صد ساله, يا چند هزار ساله پس از حکومتي کوتاه باز هم اوضاع به هرج و مرج منتهي شود. برخي از مهمترين ديدگاهها بدين قرار است: 1. وضعيت جهان پس از حضرت مهدي عليه السلامبر نيکبختي بوده، جانشينان آن حضرت از بين رجعت کنندگان خواهند بود. همانگونه که در محل خود اشاره شده،33يکي از باورهاي ژرف ميان شيعيان، باور به زنده شدن دو گروه از مؤمنان خالص و کافران خالص است. يکي از مسائلي که آنجا مطرح شده، حکومت برخي از رجعت کنندگان مؤمن است. البته چگونگي اين حکومت به روشني بيان نشده است. کساني که بر اين ديدگاهند، افزون بر دليلهاي فراواني که از آيهها و روايتها ارائه ميكنند بر اين باورند رواياتي که ميگويد هرگز زمين از حجت خالي نخواهد ماند، جهان پس از حضرت مهدي عليه السلام را ناگزير به دو گونه تصوير خواهد کرد:الف. بيدرنگ، قيامت بر پا شود.ب. حجتهايي از طرف پروردگار واسطة فيض باشند. از آنجا که شمار امامان، به تصريح پيامبر صلي الله عليه و آله بيش از دوازده نفر نخواهند بود، پس کساني که بر مردم حکومت خواهند کرد، همانا امامان عليهم السلام هستند.2. جهان پس از حضرت مهدي عليه السلام همواره با حکومت 12دوازده مهدي اداره خواهد شد. شيخ طوسي با ذکر سند از امام علي عليه السلام نقل کرده که در شبي که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله رحلت فرمود، مطالبي را به ايشان املا نموده که در آن پس از اشاره به امامان دوازدهگانه، آنگاه که به آخرين پيشوا رسيد، چنين فرمود: پس آنگاه که حضرتش ]امام حسن عسکري عليه السلام [را هنگام وفات فرا رسيد، پس آن ]امر امامت[ را به فرزندش محمد تسليم ميكند. ايشان دوازده امام هستند. بعد از او، دوازده مهدي خواهد بود...34 ابوبصير گويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم از پدر شما شنيدم فرمود پس از قائم دوازده مهدي خواهد بود. امام صادق عليه السلام فرمود: «همانا فرمود: دوازده مهدي و نفرمود: دوازده امام ولکن ايشان گروهي از شيعيان ما هستند که مردم را به دوستي ما و شناخت حق ما دعوت مي کنند.»35 آن حضرت به ابوحمزه نيز فرمود: اي ابوحمزه! همانا پس از قائم، يازده مهدي از ما از فرزندان حسين خواهد بود.36 3. در جهان پس از آن حضرت، تا برپايي قيامت، حکومت فقط در دست اولياي الهي خواهد بود. دليل اين ديدگاه، روايتي است که خداوند شب معراج به رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: ...پس هر آينه او را به سپاهيان خويش ياري خواهم کرد و او را به فرشتگان خويش كمك خواهم نمود، تا آن که دعوتم برتري يابد و آفريدگان بر يکتاپرستيام گرد آيند. آنگاه پادشاهي او را ادامه خواهم داد و تا قيامت اوليايم چنين خواهند کرد.37 4. جهان پس از حضرت مهدي عليه السلام به دست يکي از اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله ادراه خواهد شد. جابربنيزيد جعفي گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم فرمود: و به خدا سوگند! هر آينه مردي از ما اهل بيت مدت 309 سال حکومت خواهد کرد. جابر ميگويد عرض کردم: «اين چه زماني خواهد بود؟» آن حضرت فرمود: «پس از رحلت قائم...»385. رواياتي است که بدون اشاره به وضعيت جهان و جانشين حضرت مهدي عليه السلام آن را فقط در آگاهي خداوند دانسته است.39 همانگونه که ديده شد، چهار ديدگاه اخير، نه فقط مخالفتي با ديدگاه نخست ندارد، بلکه ميتواند به نوعي در تأييد ديدگاه نخست باشد. دو. ديدگاه اهل سنّت بسياري از اهل سنّت بر اين باورند كه پس از وفات مهدي عليه السلام هيچ خيري در زندگي نخواهد بود40 و دنيا به صورت هرج و مرج تا قيامت ادامه خواهد داشت.41 در کتاب البرهان في علامات مهدي آخرالزمان بابي با عنوان «في موت المهدي عليه السلام و ذکر احوال تقع بعده» سامان يافته است كه در آن، چگونگي وفات آن حضرت و رخدادهايي که پس از او پديد خواهد آمد، بيان شده است و در رواياتي سخن از فتنهها و شرها پس از درگذشت آن حضرت به ميان آورده است.42 در عقد الدرر نيز روايتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله به نقل از ابوسعيد خدري آمده که پايان آن چنين است: «...]حکومت مهدي[ همچنان تا هفت يا هشت يا نه سال ادامه خواهد يافت سپس هيچ خيري در زندگي پس از او نيست.» 43 ناگفته نماند آنچه در آيات قرآن آمده است، مبني بر اين كه در آستانة برپايي قيامت همه چيز نابود و منهدم ميشود،44 مقصود زمان پيوسته به برپايي قيامت است.نيز ن.ك: آخرالزمان، اشراط الساعة، رجعت، فرجام حضرت مهدي عليه السلام. آفتاب پشت ابر<<< خورشيد پشت ابر آينده پژوهي فعاليتهاي پژوهشي در بارة آيندة جهان «آينده»، کليد واژه، مفهوم و انگارهاي است که انديشه و تأمّل دربارة آن، براي همگان جالب و پرجاذبه است. مردم دوست دارند بدانند سرنوشت جهان در آينده چگونه رقم خواهد خورد؟ آيا دنيا به سمت پيشرفت، توسعه، تعالي و تکامل حرکت ميکند يا نه؟ در آينده نزديک يا دور، زندگي بشري چگونه خواهد بود؟ آيا وعدههاي اديان و مکاتب درباره آينده تحقّق خواهد يافت يا نه؟ با توجّه به پيشرفت مادي بشر، وضعيت تکنولوژي و صنعت چگونه خواهد بود؟ با رخنمايي اين گونه پرسشها و صدها سؤال ديگر، توجه به آينده، ضرورت و اهميّت ويژهاي يافته است و دولتها و صاحبان دانش و انديشه، همواره به فکر برنامهريزي و سياستگذاري (در عرصة اقتصاد، سياست، امنيت، مديريت و...) براي آينده و پيشدستي برابر مشکلات احتمالي بودهاند و خواستهاند آيندهاي مطمئن و توسعهآميز براي کشورهاي خود رقم زنند. از طرف ديگر، پديدهها و تحولات سريع و شگرفي که در عرصه بين الملل رخ داده است(مانند تحولات جهاني شدن و پيشرفتهاي فناوري اطلاعاتي و ارتباطاتي و تشکيل دهکده جهاني و...) باعث شده است انديشمندان و فيلسوفان توجّه ويژهاي نسبت به آينده جهان داشته باشند و در بارة خطرات و تحوّلات احتمالي هشدارهايي بدهند. اديان ـ به ويژه دين اسلام ـ نيز توجّه ويژهاي به آيندة بشر دارند و افقي روشن و اميدوارانه فراروي انسان گشودهاند و آيندهاي توأم با عدالت، امنيت، معنويت و پيشرفت براي جهان پيشبيني کردهاند. اين وعده و بشارت به دست خاتم اوصيا، موعود آسماني و حجت الهي عليه السلام، تحقق خواهد يافت. پس مطالعه و پژوهش دربارة «آينده»، در حال حاضر اهميت و ضرورت ويژهاي يافته و «آينده پژوهي» ـ هر چند با پيشينة اندک و نوظهور ـ جايگاه مهم و برجستهاي ميان علوم پيدا کرده و يکي از رشتههاي علمي، مطرح شده است. در رابطه با آينده، اصطلاحات و الفاظ گوناگوني از قبيل: فرجاممندي، آيندهنگري، پيشبيني، سرنوشت باوري، آيندهباوري، غيبگويي، آيندهشناسي، دورانديشي و... به کار ميرود؛ اما آنچه اهميّت دارد «روشمند کردن پژوهش درباره آينده» و نشان دادن تصويري جامع و نزديک به واقع از آينده است. بر اين اساس فهم «آينده»، «تصويرسازي واقعبينانه از آينده» و «روشمند کردن پژوهش درباره آينده»، امري بايسته و ضروري به نظر ميرسد.در بارة مهدويت پژوهي و آينده پژوهي چند نکته قابل تأمل است: 1. آينده پژوهي، اعم از غايت و نهايتپژوهي است. مهدويتپژوهي از اين حيث، جزئي از آينده پژوهي است. البته مهدويت، آيندهنهايي محسوب ميشود. 2. آيندهپژوهي، کلّي و مفهومي است؛ حال اينکه مهدويتپژوهي، مصداقي است؛ آن هم در بارة همان يک مصداق تامّ و تمام. از طرفي جزئيات آينده جهان در نظام مهدوي، از جهات گوناگوني روشن شده است. 3. مهدويت پژوهي، کمالپژوهي است؛ پس در واقع، در «مهدويت»، نهايت همراه کمال مطرح است. بنابراين مهدويت پژوهي، علاوه بر منابع عقليـ فلسفي و احياناً علميـ تجربي، به شدّت در تبيين جزئيات، به منابع وحي و سنت و روش استنادي و اجتهادي وابسته است؛ براي نمونه، عقل با برهان و استدلال، غايت و علت نهايي را به صورت قطعي و حتمي براي انسان، جامعه، جهان و تاريخ پذيرفته و تعميم ميدهد و نميپذيرد اينها عبث آفريده شده باشند و اينکه نظام درآينده، نظامي متشکل از جمعيت، دولت، سرزمين و حاکميت جهاني خواهد بود. علم و تجارب علمي، با تحليل گذشته، به صورت احتمالي وضعيت آينده را پيشبيني ميکند؛ ولي فراتر از همين احتمال کلي، پيش نميرود و از محدودة علم تجربي، سياسي و تاريخي خارج است. حداکثر ميتواند احتمال دهد که شکل جهاني و مردميتري باشد. منابع قرآني و سنّت (احاديث)، در تبيين مباني و شرايط و حتي شکل، شيوهها و ساختار آينده جهان و تاريخ و وضعيت نظام سياسي، سياست و دولت جهاني، به کمک عقل و تجربه ميآيند و به صورت يقيني، دانستههاي عقل را تفسير و تفصيل داده و شکل و ساختار سياسي آينده را تبيين و روشن ميسازند و از آن خبر ميدهند.45نيز ن.ك: آخرالزمان، حكومت جهاني. آيين جديد<<< دين در عصر ظهور 1 . سوره واقعه (56) آيه 13و40 و 49. 2. «...أَنَّهُ يَأْتِي فِي آخِرِ الزَّمَانِ نَبِي...»، محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج26، ص199، ح12؛ همچنين ر.ك: محمد بن احمد قرطب?، تفسير قرطبي، ج4، ص306؛ محمد بن جرير طبر?، تفسير طبري، ج1، ص557. 3 . ر.ک: نگارنده, بازگشت به دنيا در پايان تاريخ.4 . «لاتَذهَبُ الدُّنيا حَتّي يَلِيَ اُمَّتِي رَجُلٌ مِنْ اَهلِ بَيْتِى يُقالُ لَهُ المَهْدِىُّ»، شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص182، ح141. نيز ر.ك: سنن ترمذي، ج4، ص505؛ مسند احمد، ج1، ص377؛ ابن ابي شيبه، المصنف، ج15، ح19484. 5. «لَو لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاَّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلك اليَومَ حَتى يَبْعَثَ اللّهُ رَجُلاً مِنّي»، شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص46. نيز ر.ك: شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمة، ج1، ص317، ح4؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج2، ص227؛ سنن ابي داود, ج4, کتاب المهدي, ح4282.6 . برگرفته از: دايرة المعارف قرآن كريم، مدخل آخرالزمان، علي معموري، ص119ـ 124(با تصرف).7 . محمد(47) آيه 18.8 . انبياء (21) آيه 1. 9. «يَأتِي عَلَي النَّاسِ زَمانٌ...دينُهُم دَراهِمُهُمْ وَ هَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ وَقِبلَتُهُمْ نِساؤُهُمْ يَركَعُونَ لِلرَّغِيفِ وَيَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حيارَي سُكاري لا مُسلِمينَ وَ لا نَصاري»، محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج71، ص166، ح31؛ ر.ك: صحيح مسلم، ج1، ص131.10 . مريم (19) آيه 37.11 . انعام (6) آيه 65.12 . «يا عَلىُّ اَعجَبُ النَّاسِ اِيمانا ًوَ اَعْظَمُهُمْ يَقيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِالزَّمانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَبِىَّ وَحُجِبَ عَنْهُم الحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلَي بَيَاضٍ...»، شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص366؛ همو، كمالالدين و تمام النعمة، ج1، ص288، باب 25، ح8.13 . يونس (10) آيه 50.14 . سبأ (34) آيه 51.15 . نحل (16) آيه 1.16 . اسراء (17) آيه81.17 . زخرف (43) آيه61.18 . نساء (4) آيه 159.19 . نمل (27) آيه 82.20 . انبياء(21) آيه 96.21 . نمل (27) آيه 83.22 . نور (24) آيه 55.23 . اعراف (7) آيه 128.24 . انبياء (21) آيه 105 و اعراف (7) آيه 137 و قصص (28) آيه 5.25 . «أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيه»، سيّد رضي، نهجالبلاغه، خطبه103. 26 . «...وَرَأَيتَ الرَّجُلَ اِذَا مَرَّ بِهِ يَوْمٌ وَلَمْ يَكْسِبْ فِيهِ الذَّنبَ العَظِيمَ مِنْ فُجُورٍ اَوْ بَخْسِ مِكْيالٍ اَوْ مِيزانٍ اَوْ غِشيَانِ حَرامٍ اَوْ شُرْبِ مُسْكِرٍ كَئيباً حَزِيناً...»، محمد بن يعقوب كليني، الكافى، ج8، ص40. 27 . «يَظْهَرُ فِى آخِرِالزَّمانِ وَاقتِرَابِ السَّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الاَزمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفاتٌ عَارِياتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّينِ دَاخِلاتٌ فِى الفِتَنِ مَائِلاتٌ اِلَى الشَّهَواتِمُسرِعاتٌاِلَي اللَّذَّاتِ مُستَحِلّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِى جَهَنَّمَ خَالِداتٌ»، شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج3، ص390.28 . محمد بن يعقوب كليني، الكافى، ج1، ص498.29 . شيخ طوسي، كتاب الغيبة، ص218.30 . ياقوت حموي، معجم البلدان، ج4، ص123.31 . ر.ك: همان، ج3، ص176.32 . شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص285و301؛ شهرستاني، الملل و النحل، ج1، ص150.33 . ر.ک: نگارنده, بازگشت به دنيا در پايان تاريخ.34 . «فَإِذَا حَضَرَتْهُ (الحسن) الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَي ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفِظِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّا...»، شيخ طوسي, کتاب الغيبة, ص150.35 . «إِنَّمَا قَالَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً وَ لَمْ يَقُلْ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ لَكِنَّهُمْ قَوْمٌ مِنْ شِيعَتِنَا يَدْعُونَ النَّاسَ إِلَي مُوَالَاتِنَا وَ مَعْرِفَةِ حَقِّنَا»، شيخ صدوق, کمال الدين و تمام النعمة, ج2, ص358, ح56. 36. «يَا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّ مِنَّا بَعْدَ الْقَائِمِ أَحَدَ عَشَرَ مَهْدِيّاً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ عليه السلام »، شيخ طوسي, کتاب الغيبة, ص478.?37. «... فَلَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأَمُدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّي تَعْلُوَ دَعْوَتِي وَ تَجْمَعَ الْخَلْقُ عَلَي تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ»، شيخ صدوق, علل الشرايع, ج1, ص7؛ همو، کمال الدين و تمام النعمة, ج1, ص255, ح4.38 . «وَ اللَّهِ لَيَمْلِكَنَّ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ ثَلَاثَمِائَةِ سَنَةٍ وَ يَزْدَادُ تِسْعاً قَالَ فَقُلْتُ لَهُ مَتَي يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ بَعْدَ مَوْتِ الْقَائِمِ عليه السلام ...»، نعماني, الغيبة, ص331؛ عياشي، تفسير عياشي, ج2, ص326.39 . محمد بن يعقوب کليني, الكافي, ج1, ص338 .40 . ر. ک: ابن منادي, الملاحم, ص184.41 . ر.ک: نعيم بن حماد, الفتن, ص207, 1071؛ سنن ابي داود, ج4, کتاب المهدي, ح4281.42 . متقي هندي, البرهان في علامات مهدي آخرالزمان, ص95.43 . «...سَبْعَ سِنِينَ أَوْ ثَمَانَ سِنِينَ أَوْ تِسْعَ سِنِينَ ثُمَّ لَا خَيْرَ فِي الْحَيَاةِ بَعْدَهُ»، مقدسي شافعي, عقد الدرر في اخبار المنتظر, ص220.44 . (وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ(، «و با خدا معبودي ديگر مخوان. خدايى جز او نيست. جز ذات او همه چيز نابودشونده است. فرمان از آنِ اوست. و به سوي او بازگردانيده ميشويد.»، قصص(28) آيه 88.45 . رحيم کارگر، آينده جهان (دولت و سياست در انديشه مهدويت)، ص15 ـ 17.
تعداد مشاهده :813 | چاپ | ارسال
|